برای بستن، ESC را بفشارید

یا دسته بندی های محبوب ما را بررسی کنید...
2 دقیقه زمان مطالعه
2

خدا را هزار مرتبه شکر، طبق پیشگویی‌های منجمین کارکُشته‌ی ایرانی سال ۱۴۰۳، سال فراوانی است. فراوانی‌هایی که شاید هرگز تصوّرش را هم نکنید! برخی از این فراوانی‌ها را برای شما می‌آورم تا با آغوش هرچه بازتر به استقبال سال جدید رفته و او را به‌خوبی تحویل بگیرید!

ادامه خواندن
1 دقیقه زمان مطالعه
3

ارتباط عجیب بیماری «زونا»، با مشکلات و معضلات بزرگ اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی کشور، در این است که این بیماری نیز در ابتدا از یک بیماری کوچک‌تر به نام «آبله مرغان» که کم و بیش همه از آن مطلع هستند؛ شروع می‌شود و به راحتی نیز درمان است. امّا این درمان راحت، گویا فقط در ظاهر اتّفاق می‌افتد و ویروس بیماری، هنوز در بدن جا خوش کرده است و منتظر است تا بار دیگر به صورت عمیق‌تر و با وسعت درد بیشتری فعّال شده و دوباره برگردد.

ادامه خواندن
1 دقیقه زمان مطالعه
5

گاهی یک آدم همیشه مست حرف حسابی را می‌گوید که صد انسان عاقل نمی‌توانند بگویند! گاهی یک آدم همیشه مست به معرفت و بصیرتی دست پیدا می‌کند که صد دانشمند آکادمی نوبل نمی‌توانند به آن دست پیدا کنند! گاهی معرفت و هستی، آن‌ور مستی ولو از نوع غیرمجاز و کریه آن خوابیده است تا این‌که در کتاب‌های دانشگاهی که عقلا و دانشمندان نوشته‌اند. و اینکه: در میکده علمیست که در مدرسه‌ها نیست!

ادامه خواندن
1 دقیقه زمان مطالعه
0

امروز در لابلای کاغذهای قدیمی، به کاغذی برخورد کردم که مرا به یاد اتّفاقات غزّه و مصیبت‌هایی که این روزها گریبانگیر مردمش است، انداخت. دلنوشته‌ای کوتاه در این‌باره نوشتم تا بلکه در روز قیامت، کمتر شرمنده و روسیاه باشم.

ادامه خواندن
1 دقیقه زمان مطالعه
0

نویسنده‌ی این یادداشت، نه بعنوان یک کارشناس، بلکه به عنوان شهروند معمولی، نه در مقام قضاوت، بلکه در مقام تردید، بیم آن دارد که آقای رئیسی را به عمد با مترو به کرج برده باشند تا متوجه آن وضعیت ورودی زشت و اسفناکِ شهر کرج نشود. و البته تردیدی ندارم که آقای رئیسی را حتی از نزدیکی اسلام‌آباد (همان خرابه‌ای که اسمش را اسلام‌آباد گذاشته‌اند!) رد نکرده‌اند تا متوجه خیلی از چیزهایی که باید بشود، نشود. چیزهایی مانند نقش مسئولان، فرماندارها، استاندارها و شهرداران بی‌کفایت پی‌درپی، بر روی یک شهر بزرگ.

ادامه خواندن
1 دقیقه زمان مطالعه
0

به والله یک معلّم ناجور، خطرش از بمب اتم برای این ممکلت به مراتب بیشتر است. چرا که یک معلّم ناجور تاثیر مخربی بر روی نسلی که به عنوان دانش آموز در کلاس او نشسته است می‌گذارد که دیگر به آسانی قابل ترمیم نیست. اگر دینش را خراب کند، این دین دیگر قابل ترمیم نیست. اگر فکرش را خراب کند، این فکر دیگر قابل ترمیم نیست. اگر هویتش را زیر سوال ببرد، این هویت دیگر قابل ترمیم نیست.

ادامه خواندن