دست انداز | نشریه طنز اینترنتی
روزنوشت ها شعر فتوكاتور داستان كاريكلماتور مقالات مصاحبه گزارش
منوي اصلي









گزارش
برترين هاي سايت
آرشيو
نسخه چاپي
منوي ميهمان
دفتر يادبود
جستجو
سايت ها و وبلاگ ها
معرفي نويسندگان
منوي كاربران
ارسال مطلب
صف�ه شخصي


آمار سايت
نام کاربری:
رمز عبور:

ثبت نام

حاضران[4]:
مهمان: 4
عضو: 0
اعضای حاضر در سایت:

صفحات نمایش داده شده:
امروز: 79
کل: 186189

دست انداز | نشریه طنز اینترنتی: نسيم صباغان

جستجو پیرامون این موضوع:   
[ برگشت به صفحه اصلی | انتخاب موضوع جدید ]

گرامیداشت گل‌آقای ایران

چهارمین مراسم یادبود گل‌آقا روز دوازدهم اردیبهشت (روز معلم) در کنار مزارش واقع در قطعه هنرمندان بهشت‌زهرا، برگزار شد.

در این مراسم که در آن جمعی از بزرگان و طنزپردازان و اهالی مؤسسه گل‌آقا و خبرنگاران حضور داشتند، ابتدا آیاتی از کلام‌الله خوانده شده و سپس جواد علیزاده (مدیر مسئول مجله طنز و کاریکاتور) به سخنرانی پرداخت.

همچنین در این مراسم گروهی از همکاران دست‌انداز برای ادای دین و احترام به بزرگ طنز ایران حضور داشتند. یادش گرامی.

نسيم صباغان   شنبه، 14 اردیبهشت، 1387 (68 مشاهده)   نظرشما ؟   

فالگوش

وقتی از ته دل نیت کردم با هزار امید و آرزو راهی خیابون شدم تا قالگوش باستم و جواب نیتم را بگیرم چند قدمی که جلو تر رفتم متوجه شدم پنجره خانه همسایه سر کوچه باز است این بود که با اشتیاق زیر پنجره رفتم و فالگوش ایستادم.
زن: چرا آجیل نخریدی؟
مرد: بابا! میگه کیلویی 10 هزار تومان
زن: خوب ! صد گرم میگرفتی جلوی مامانم اینا آبرومون نره
مرد: حالا مثلا این مامانت اینا کی هستن که آبروی ما جلوی اونا نره من جیبم سووراخ بشه که بابای سبیل کلفت تو پسته بشکنه
زن در حالی که شروع به گریه کردن کرد پاسخ داد: تو از اولم خونواده مارو تحقیر می کردی حیف من که به پای تو سوختم ایشالا به زمین گرم بخوری......
مطمئنا این جواب نیت من نبود با خودم فکر کردم شاید خط رو ی خط افتاده این بود که دوباره راهی شدم تا به نیتم برسم.
هنوز دسته گلی که برای شب عروسی روی در زده بودند سر جایش بود راستش را بخواهید من مطمئن بودم که اگر به اینجا سرک بکشم حتما جواب نیتم را میگیرم اما خوب شما فرض کنید که اتفاقی بود.
زن: عزیزم ! بالاخره فردا چی کار کنیم
مرد: عزیزم معلومه توی خانواده ما رسمه که همه روز اول میان خونه مادر من
زن: خوب گلم توی خونواده ما هم همین رسمه
مرد: عشق من تو دیگه مجرد نیستی ها
زن: فدات شم تو هم همین طور
مرد": بامن یکی به دو نکن ها من مردم
زن: زرشک عزیزم گنده تر از تو رو حریفم همین که گفتم
مرد: اصلا میرم طلاقت میدم هی با مامانجونت بری مهمونی
زن : جدا؟ 1357 سکه داری دیگه باشه برو حاضر شو
شما به فرصت دوباره اعتقاد دارید اصلا من مطمئنم که اگر فال حافظ بگیرید و شعر " یارب آن نو گل خندان که سپردی به منش دربیاید" فورا کتاب را می بندید و میگویید"از اول" خوب پس به من هم حق بدهید اگر سراغ خانه دیگری رفتم که البته.....
کودک: بابا ! به نظر تو مرده ها میشه زنده بشن؟
مرد: نه دخترم در طول تاریخ فقط یه مرغ بعد از مردن زنده شده که تازه بعدش دوباره تبدیل به زرشک پلو شده
کودک: بابا! مرده ها حتی تلفن هم نمی تونن بزنن مثلا زنگ بزنن فحش بدن
مرد: حرفای عجیب غریب میزنی؟ چنین چیزی امکان نداره
کودک: اما من فکر می کنم امکان داشته باشه ببین! مگه تو نگفتی مامان مرده؟
مرد: خوب! چرا چطور مگه؟
کودک: اخه دیشب یه خانمه زنگ زده بود گفت من مامانتم بابای بی معرفتتم خوب میشناسم نشون به اون نشون که شبا موقع خواب صدای گراز از خودش در میاره منم دیدم خوب نشونیش درسته گوشی رو قطع نکردم بهش هم گفتم که شما گفتید مادرم مرده مامانم هم وقتی این جمله رو شنید گفت به بابات بگو صبر کنه تا صبح دولتش بدمه؟ بابا! کی صبح دولتت میدمه ما بریم پیش مامان؟
برگه ای که داخل آن نیتم را نوشته بودم باز کردم" خدایا همه جوانها رو تا سال آینده سر و سامان بده" با خودم فکر کردم که شاید جوانان ایران خیلی به این مسئله راضی نباشند این بود که برگه را مچاله کردم و داخل اولین آتشی که به مناسبت چهارشنبه سوری برپا شده بود انداختم و بعد با یک دورخیز حسابی از روی آن پریدم.

نسيم صباغان   سه شنبه، 28 اسفند، 1386 (96 مشاهده)   نظرشما ؟   

چند خبر گازی!!!

برای مشاهده کامل، روی تصویر کلیک کنید مشکل گاز مرتفع شد همشهری: ۱۹/۴/۸۵: ایران دارای دومین ذخایر نفت و گاز در جهان است

۱۳/ ۱۰/ ۸۵ وزیر نفت: با بهره‌برداری از پالایشگاه‌های گاز انتظار می‌رود افزون بر تأمین کمبودهای به وجود آمده، صادرات نیز داشته باشیم

۲۳/ ۱۰/ ۸۶: وضعیت گازرسانی به تمام نقاط کشور مطلوب است

۲۳/ ۱۰/ ۸۶: آیا می‌دانید مصرف بیش از اندازه گاز نتیجه ارزان بودن آن است؟

۲۴/ ۱۰/ ۸۶: آب، برق، گاز گران نخواهد شد

۲۴/ ۱۰/ ۸۶: موارد پراکنده قطعی گاز دیده می‌شود

۲۵/ ۱۰/ ۸۶ : وزیر نفت از افزایش تولید گاز کشور خبر داد

۲۵/ ۱۰/ ۸۶: برای جبران ناشی از قطع گاز صنایع، باید از امروز برنامه‌ریزی کرد

۲۶/ ۱۰/ ۸۶: گاز برخی کارخانه‌های صنعتی قطع شد

۲۶/ ۱۰/ ۸۶: جلسه مجلس برای بحران گاز برگزار شد

۲۷/ ۱۰/ ۸۶: گاز در برخی مناطق سهمیه‌بندی می‌شود                    

۲۷/ ۱۰/ ۸۶: مشکل گاز هنوز ادامه دارد

۱۱/ ۱۱/ ۸۶: صادرات گاز به ترکیه آغاز شد

۱۲/ ۱۱/ ۸۶: مشکل قطعی گاز در تمام ایران با همت و تلاش مسئولین مرتفع شد

دست انداز: آيا شما هم می‌توانيد با گاز يك جمله بسازيد؟

 کاریکاتور از مانا نیستانی

نسيم صباغان   سه شنبه، 23 بهمن، 1386 (206 مشاهده)   [ادامه متن] 4 نظر  

منوريل از چند لحاظ

مونوریل از این لحاظ 
زمان: یک روز زیبای بهاری مکان:همین حوالی
شهرداری: مونوریل یکی از اصلی ترین نیازهای مردم است.
شورای شهر: یکی از اصلی ترین نیازهای مردم مونوریل است.
شهرداری:ما برای رسیدن به مونوریل کوشش می کنیم.
شورای شهر: راست میگه.
شهرداری: ما برای ساخت مونوریل احتیاج به هیچ کمکی نداریم.
شورای شهر: خدا نکند کسی مونوریل را بدون هماهنگی بسازد.
شهرداری: مردم تا چند ماه آینده به مونوریل دسترسی پیدا خواهند کرد.
شهرای شهر: خالی بندان در جهان صنعتگرند! احداث مونوریل بدون مجوز ما عملی نیست.

نسيم صباغان   جمعه، 7 دی، 1386 (235 مشاهده)   [ادامه متن] 5 نظر  

گزارشی از راه اندازی سایت

گزارشی از راه اندازی سایت احتمالا" پرطرفدار «دست انداز»

 

چگونه یک سایت پدید می آید؟

 زمانی که خط اختراع شد مصادف بود با زمانی که بشر ابزار ارتباط نوشتاری را اختراع کرد. و درست از همان لحظه بود که برقراری ارتباط جز اصلی ترین دغدغه های زندگی وی شد، به طوری که همواره این سئوال در ذهنش تداعی می شد: "من چگونه مرتبط شوم؟"



  • اين عكس دقيقا پس از اختراع خط از مخترع آن گرفته شده است. عكس فوق ثابت مي كند كه اول خط اختراع شده است و بعد كاغذ.اين عكس يك چيز ديگر را هم ثابت ميكند و آن اينكه خط و خط بازي را اول دست راست شروع كرد!!!!

ارتباطیان

 خط نقاشی، کبوتر نامه بر و حتی تیر غمزه یک مه سیما در طول زندگی انسان از مهمترین ابزارهای ارتباطی یودند و همواره به فراخور ذهن بشر روز به روز جمعی تر، سنگین تر و هوشمندانه تر شده و وسیله ما قبل خود را بلا استفاده کردند. به طوریکه مثلا" امروزه اگر کسی بخواهد به وسیله تیر غمزه نگاه با کسی ارتباط برقرار کند قطعا" همراه اخلال گران امنیت اجتماعی محاکمه خواهد شد و این صرفا" به این دلیل است که وسایل ارتباطی روز به روز یکدیگر را تکمیل تر کرده و یا به قولی ابزار گذشته را زاغارت تر می کنند.



 

تلفن و کامپیوتر بی نظیر

 از میان تمام ابزارهای ذکر شده،  تلفن و کامپیوتر جزء وسایل ارتباطی هستند که نه تنها روی دستشان وسیله دیگری نیامده، بلکه در یک عملکرد مافیایی همواره خودشان را تکمیل کرده مجالی به  وسایل دیگر  نداده اند.مثلا" تلفنهای اولیه از دو بخش گوشی و میکروفون تشکیل شده و شماره گیری شخصی به وسیله آنها امکانپذیر نبود. و یا کامپیوتر های قدیمی بسیار سنگین بوده و برای اجرای یک برنامه وقت زیادی را هدر میدادند. تا اینکه موبایل و کامپیوتر های جیبی  و به تبع آن سایت اختراع شد.

سایت چیست؟

سایت بخشی از خدمات کامپیوتری ارتباطیست که مطمئنا" هر کس به اندازه یک عدس و یا بال مگس و یا پرنده داخل قفس از کامپیوتر سر در آورد و اینترنت را نه با تمام وجود بلکه حتی با بخشی از وجودش بشناسد آن را دیده است. اما اگر این تعریف برای شما کافی نیست، ما می توانیم یک تعریف علمی به شما ارائه دهیم تا شما هم آن را بشناسید و آن این است که:

 سایت " همونیه که سه تا w پشتش داره"

طبق آنچه شواهد نشان می دهد موارد استفاده از سایت آنقدر زیاد است که به راحتی نمی توان آنها را دسته بندی کرد. اما به طور کلی می توان سایتها را به چند بخش ارتباطی- علمی، ارتباطی-فرهنگی، ارتباطی- ارتباطی و حتی ارتباطی – طنزی تقسیم بندی کرد. که ما آخرش هستیم. (یعنی ما جزء گروه آخر هستیم).

و البته باز هم بر همگان واضح و مبرهن است که بشر در طول اختراع سایت همواره سعی  بر این داشته که از آن  در جهت تبادل افکار و هم اندیشی استفاده کند و این را به راحتی می توان از تعداد سایتهای فیلتر شده  توسط بزرگترهایمان متوجه شد. در این میان هم هستند کسانی که چون جیبشان به بانکشان میرسد می روند و یک فضایی را اجاره می کنند و برای خودشان سایت می زنند و باقی ماجرا.


  • يكي ديگر از كاربردهاي سايت را در عكس بالا مشاهده مي كنيد ورود بي هواي بعضیها به خطوط قرمز راه راه!!
ما این وسط کی هستیم؟

 همه چیز از آن روز شروع شد... روزی که ما چند نفر وسط چمنها زیر درختی نشسته بودیم و منتظر بودیم تا شاید سیبی بیاید و به سرمان بخورد تا بلکه قانونی کشف کنیم اما از آنجا که درخت سایه گستر روی سر ما، درخت چنار بود و هیچی به سرمان نخورد ما هم با دلخوری بلند شدیم و رفتیم سایت زدیم.
 اولش خیلی سخت بود یعنی توجیه کردن 10 نفر آن هم در یک روز پاییزی وسط چمنها، در حالی که دور تا دور، کبوتران عاشق روی نیمکتها بال گسترانیده بودند (ما هم که جوون!) خیلی سخت بود. اما وقتی شب شد ما هم بالاخره کارها را تقسیم کردیم و هر کس رفت پی کارش (یعنی پی مسئولیتی که داشت). حالا هم که با بهترین وسیله ارتباطی که عمرا" روی دستش وسیله دیگری بیاید در خدمت شما هستیم. باشد که بمانیم.
به هر حال تا زمانی که بشر وسیله ارتباطی کاملتری اختراع نکرده  ما هم با استفاده از همین وسیله قرار است یک کارهایی بکنیم. حالا صبر کنید ببینیم چه می شود!


  • ابراز احساسات چند تن از بچه هاي سايت پس از توجيه كردن يكي از ماها بر روي همان چمن معروف

نسيم صباغان   شنبه، 1 دی، 1386 (146 مشاهده)   [ادامه متن] 1 نظر  

آخرین بروز شده ها
چند توصيه مهم به داوطلبان كنكور 87[ 0 نظر - 18 مشاهده ]
چه خبرها؟[ 0 نظر - 44 مشاهده ]
اشعار انتخاباتی[ 1 نظر - 81 مشاهده ]
طنز در آثار آنتوان چخوف[ 0 نظر - 100 مشاهده ]
صلواتی[ 0 نظر - 47 مشاهده ]

[ موارد بیشتر در بخش اخبار و تازه ها ]

مطالب قبلی
این بلوک در حال حاضر فاقد محتوی می باشد .

لینک به سایت
لینک به سایت
دست انداز | نشریه طنز اینترنتی


مشاهده تمام
لینکهای دوستان


دوستان

IranNuke Premium



PHP-Nuke © 2004 by Francisco Burzi
INP-Nuke © 2005-2007 IranNuke

مدت زمان ایجاد صفحه : 1.01 ثانیه