دست انداز | نشریه طنز اینترنتی
روزنوشت ها شعر فتوكاتور داستان كاريكلماتور مقالات مصاحبه گزارش
منوي اصلي









گزارش
برترين هاي سايت
آرشيو
نسخه چاپي
منوي ميهمان
دفتر يادبود
جستجو
سايت ها و وبلاگ ها
معرفي نويسندگان
منوي كاربران
ارسال مطلب
صف�ه شخصي


آمار سايت
نام کاربری:
رمز عبور:

ثبت نام

حاضران[6]:
مهمان: 6
عضو: 0
اعضای حاضر در سایت:

صفحات نمایش داده شده:
امروز: 627
کل: 260740

روزنوشت ها: نخبه شناسي

با توجه به اينكه وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي تصريح كرده است كه بايد به دنبال معناي جديدي براي واژه نخبه بود تصميم گرفتيم خصوصيات يك نخبه خوب را مثال بزنيم تا شايد معناي جديد اين واژه به دست توانمند جوانان كشف شود تا حوزه ادبيات هم كه از تك و توك حوزه هايي است كه دولت موفق به پيشرفت صد در صدي در آن نشده است به نان و نوايي برسد:

1) يك نخبه معمولاً هر هزار وسيصد و هشتاد و خرده اي سال يك بار و آن هم فقط يك بار ظهور ميكند و در كمتر از 3 ماه تمامي مسايل و مشكلات جوامع بشري را از برق رساني به سياره دور افتاده پلوتون گرفته تا آسفالت كوچه پس كوچه هاي دهات ستاره آلفاقنطورس همه را يكجا حل ميكند و از آنجا كه ديگر كار مهمي را براي انجام دادن سراغ ندارد مي پردازد به مسايل خيلي جزيي نظير : مهار تورم - كنترل نقدينگي و خيلي از مسايل سطح پايين و بي كلاس ديگر.

2) يك نخبه خوب معمولاً في نفسه و بالذات يك نخبه است و سطح مدرك او ملاك نيست خواه مدرك آشپزي داشته باشد يا تصديق پنجم ابتدايي، خواه كپي باشد يا اوريجينال، از دانشگاههاي بوركينافاسو گرفته باشد يا از طريق اينترنت تهيه كرده باشد به هر حال او يك نخبه است. در واقع يك نخبه خوب اصلاً به اين چيزها اهميتي نمي دهد.

3) يك نخبه كسي است كه هر چند روز يك بار پايش را از خط قرمز اينطرف و آنطرف بگذارد ولي آسمان به زمين نرسد و يا زمين نرود توي آسمان. در حقيقت اگر كسي چنين كرد و چنان نشد نخبه است و در غير اينصورت نخبه نيست.

4) يك نخبه معمولاً از المپيك براي كسب تجربه استفاده مي كند تا در رقابتهاي غرب آسيا اول يا دوم شود. براي يك نخبه مقام مهم نيست بلكه اصل حضور اهميت دارد.

 

روح الله عسكري   یکشنبه، 10 شهریور، 1387 (86 مشاهده)   (نظرشما ؟ )  

روزنوشت ها: یک سؤال؛ یک جواب

برای مشاهده تصویر در ابعاد بزرگتر کلیک کنید سؤال: اگر ما فناوری پرتاب ماهواره به فضا داریم، چرا فناوری عدم قطعی برق نداریم؟
پاسخ تشریحی: پاسخ به این سؤال نیاز به مثنوی هفتاد من کاغذ دارد ولی از آنجا که اینجا یک سایت اینترنتی است، ما کاغذ نداریم.
به یکی از دوستانم سفارش کردم که برود از بازار، هفتاد من کاغذ بخرد. اما نرفت. گفت: «سهمیه سوخت بنزینم تمام شده.» گفتم که من پول آژانست را می‌دهم. ساعتی بعد از بازار تلفن زد و گفت: «قیمتها از ترس برداشتن سوبسیدها زیاد شده، پولش رو ندارم.» گفتم پول بیشتری می‌دهم، کاغذ را بخر تا جواب سؤال را بدهم. تصمیم گرفتم از طریق اینترنت، پول را به حساب عابر بانکش بریزم که اینترنتم قطع شد. زنگ زدم به پشتیبانی شرکت سرویس‌دهنده اینترنت، اپراتور گفت که تقصیر ما نیست و کابل ایران به ترکیه کلاً قطع شده است. پاشدم رفتم سر خیابان تا از بانک، پول را به حساب واریز کنم که با تغییر ساعت کار بانک‌ها، با در بسته مواجه شدم...
خلاصه عذر مرا بپذیرید. قول می‌دهم که فردا اول وقت، هفتاد من کاغذ مورد نیاز را بخرم و پاسختان را بدهم.



*) کاریکاتور اثر جمال رحمتی و برگرفته از پرشین کارتون است.

ماني رضوي زاده   دوشنبه، 4 شهریور، 1387 (71 مشاهده)   (نظرشما ؟ )  

روزنوشت ها: المپوک

"

 

یک طلا، یک برنز، آن هم مشاع. آدم کوته بین ممکن است خیال کند که چند ده میلیارد تومن برای این دوتا مدال زیادی است، ولی نمی داند که برنز المپیک از طلای جهانی هم معتبرترتر است به ویژه که ما ایرانیان برده باشیم. آدم کوته بین خیلی چیزهای دیگر هم نمی داند مثلا اینکه المپیک به دلایل بسیاری خیلی شبیه شورای امنیت سازمان ملل متحد است.

 - دلیل اول اینکه زور ما هیچ وقت بهش نمی رسد.

- دوم اینکه خیلی خفن سیاسی است و هر که می گوید نیست عمراً برای خودش می گوید.

- سوم اینکه اعضای دائم شورای امنیت همیشه پنج شش کشور اول المپیک هستند.

به همین دلایل المپیک یک چیز خیلی ناعادلانه ای است و ما همان کاری که با شورای امنیت کردیم با المپیک هم باید بکنیم و آن اینکه یک طرحی بدهیم برای عادلانه کردن المپیک. البته اگر قبول نكنند تحريمش مي كنيم تا يك مقداري مدال بماند روي دستشان.

طرح ما براي المپيك عادلانه 

پس از بررسی های انجام شده به این نتیجه رسیدیم که دلیل عمده عدم توفیق ما در المپیک این است که رشته های مطابق با شرایط فرهنگی، اقلیمی و غذایی ما در این رقابت ها غایب هستند. به عنوان مثال ژیمناستیک به نوعی حرکات موزون حساب می شود و قباحت دارد. شنا در آب برگزار می شود و با قحطی یعنی کم آبی جور در نمي آيد. و یا اینکه شورت ورزش پینگ پونگ خیلی کوتاه است.

به همین علت ما باید ورزش هایی را به کمیته بین المللی المپیک معرفی کنیم که با شرایط ما همخوانی داشته باشند و در آن ها امید به کسب مدال داریم.

مانند:

"

عليرضا رودساز   شنبه، 2 شهریور، 1387 (136 مشاهده)   (ادامه متن) نظرشما ؟ )  

روزنوشت ها: سير تحولی رشد و تكامل جوانان در ايران

۱۴ سالگی: شما هنوز نمی‌توانید در مورد آینده خودتان تصمیم بگیرید و در مورد اینکه در کدام دبیرستان ثبت نام کنید والدینتان تصمیم می‌گیرند.
۱۵ سالگی: همچنان نمی‌توانید برای آینده خودتان تصمیم بگیرید و از والدینتان برای انتخاب رشته تحصیلی کمک می‌گیرید. اما در بعضی دوره‌ها می‌توانید برای مملکت و آینده مملکت تصمیم‌گیری کنید. در بعضی دوره‌ها هم نمی‌توانید.
۱۶ سالگی: در یک سنی هستید که ممکن است بتوانید در انتخابات شرکت کنید. ممکن هم هست نتوانید. شاید هم یک سال قبل بتوانید شاید دو سال بعد. کلاً در سن مشکوکی هستید.
۱۷ سالگی: هنوز عقلتان به جایی نرسیده که رانندگی کنید. ولی معمولاً می‌توانید در انتخابات شرکت کنید.
۱۸ سالگی: تازه عقلتان به جایی رسیده که می‌توانید رانندگی کنید اما برای اثبات این موضوع باید امتحان بدهید. در عین حال می‌توانید کاندیدای ریاست جمهوری شوید و لازم نیست امتحان دهید.
۲۲ سالگی: مدرک لیسانس دارید و می‌توانید برای یک شرکت یا صنعت یا... تصمیم‌گیری کنید اما حق ندارید در مورد مدل موی خود تصمیم بگیرید. شرکت در انتخابات هم وظیفه اخلاقی شماست.
۲۵ سالگی: اگر در سن بلوغ به موقع ازدواج کرده باشید، الان یکی از فرزندانتان شاید بتواند در انتخابات شرکت کند. ولی مدل ریش (یا روسری) شما مورد ممیزی قرار می‌گیرد و شاید مردود شود.
۲۶ سالگی: می‌توانید وزیر، مشاور وزیر، مدیر عامل، معاون مدیر عامل و... شوید ولی ممکن است مدل موی شما هنوز بحث محافل باشد ممکن هم هست نباشد. این بستگی دارد به اینکه شما کجا و با چه کسی نشست و برخاست داشته‌اید. و بستگی دارد به اینکه کشور شما در چه مرحله‌ای است: قبل یا بعد یا در حین انتخابات.

فرزام الفت   یکشنبه، 27 مرداد، 1387 (68 مشاهده)   (نظرشما ؟ )  

روزنوشت ها: ببازید تا ببریم

"

 

بوش (یا یک نفر توی همین مایه ها): جنگ علیه تروریسم و نبرد برای دموکراسی را با باختن به ورزشکاران آمریکایی یاری رسانید.  

با نزدیک شدن به زمان برگزاری المپیک ۲۰۰۸ پکن، جرج بوش در پیامی به تمامی ورزشکاران غیرآمریکایی حاضر در این رقابت ها اظهار داشت که هیچ چیز بیشتر از برنده شدن ورزشکاران آمریکایی دماغ حامیان بین المللی تروریسم را نمی سوزاند.  

متن کامل پیام ایشان بدین شرح است:

"

عليرضا رودساز   دوشنبه، 14 مرداد، 1387 (102 مشاهده)   (ادامه متن) نظرشما ؟ )  

روزنوشت ها: چه خبرها؟

خبر اول : بعد از آنکه (شاید هم قبل از آنکه) مظاهری (رییس کل بانک مرکزی) گفت: نرخ سود و تورم به هم ارتباط دارند بعضی دولتیان هم مدعی شدند: گراني پودر شوينده در پي حذف رايانه دولت سوءاستفاده از تصميم منطقي دولت بود تا همگان به وضوح و شفافیت دریابند که دولتمردان کم کم دارند به خط و ربط بعضی چیزها پی می برند. اینگونه است که آگاهان، افق سیاسی – اقتصادی کشور را در دور بعدی انتخابات ریاست جمهوری بسیار روشن و تابناک پیش بینی می کنند.
 
خبر دوم : منصوريان گفته تصمیم دارد مثل زيدان خداحافظي كند. از همینجا به کلیه تیم هایی که قرار است روبروی استقلال بازی کنند توصیه می کنیم یک زرهی، گاردی، کلاه خودی چیزی برای خودشان تدارک ببینند. کله منصوریان بی شباهت به کله زیدان نیست ها! اصابت آن به هر جای بدن می تواند دردناک باشد.
 
خبر سوم : رحمان رضايي مدافع خط خورده تیم ملی گفت: در مورد خط خوردن من بايد شفاف‌سازي شود. در همین راستا کارشناسان گفتند: دیدید؟ ما گفته بودیم مردم جنبه شفافیت ندارند. اینقدر همه چیز شفاف شده که چنین تقاضاهایی مطرح می شود. فردا می خواهند علت تورم هم شفاف شود پس فردا می خواهند تکلیف 40 میلیارد دلار شفاف شود بعد از آن هم حتما" می خواهند نیروگاه بوشهر شفاف شود. بعد هم دوره می افتند که تکلیف صندوقهای رای شفاف شود. دست آخر هم می خواهند لباسهایشان شفاف شود. دیدید اینها دنبال گسترش بی عفتی در جامعه هستند؟
 
و آخرین خبر اینکه به نقل از روزنامه اعتماد ملی آيت‌الله جنتي به مجلسيان گفته است: عده‌اي از دست ما در رفته‌اند اعتبارنامه‌شان را رد كنيد. در این مورد هم می گذاریم مجلسیان هر کاری دلشان خواست بکنند و ما فقط به نقل خبر اکتفا می نماییم. البته در ذهنمان به تصویر لحظه در رفتن این عده از دست ایشان هم گوشه نظری داریم.
عکس برگرفته از اینجا

فرزام الفت   یکشنبه، 19 خرداد، 1387 (214 مشاهده)   (نظرشما ؟ )  

روزنوشت ها: اشعار انتخاباتی

"

حالا که انتخابات تمام شده و گرد و خاک ماجرا خوابیده، با خیال آسوده‌تر می‌توان از آن نوشت. البته تا جایی که پایمان از گلیم‌مان بیرون نزند، در نتیجه زورمان فقط به شعارهای انتخاباتی نامردها می‌رسد.

زمانی که بچه‌تر بودیم شعارهای تبلیغاتی با توجه به شرایط پس از جنگ و خرابی‌های به وجود آمده حول محور آبادانی و سازندگی می‌گشت؛ مثل «ایرانی آباد برای ایرانی»، که بعدها تبدیل شد به «ایرانی آباد، ایرانی آزاد» که دلیلش هیچ‌وقت به عقل من قد نداد. در همین دوران که به نوعی دوران نیاز به علم مدیریت و مدیران بود شعارهای تخصصی‌تر مثل «سازندگی ایران در راستای تحقق اهداف بلندمدت برنامه پنج ساله توسعه کشور» نیز به بازار آمدند که چون در زیر عکس کاندیدا جا نمی‌شدند، زود ور افتادند و به جایش شعارهایی آمدند که مردم را به حافظه تاریخی‌شان ارجاع می‌دادند، مثل «فلانی... امیر کبیر دوران» یا «بهمانی... ژاندارک ایران».

بعدها که ما وارد بازی شدیم و مجوز حضور در صحنه پیدا کردیم، شعارهای مورد وثوق نسل ما در آمد که هم ما را خوش آید و هم به جایی بر نخورد. مثل«حذف کنکور» یا «ترویج ازدواج موقت»، که همان‌قدر که شما از حذف کنکور نشانی دیدید، ما هم از ازدواج موقت دیدیم.

در دوران حاضر هم شعارها با توجه سرعت و بی‌حوصلگی زندگی شهری، بیشتر کوتاه و ضربتی بود مثل تک مصراع یا ضرب‌المثل. مثلاً «همراه شو عزیز، کاین درد مشترک هرگز جداجدا درمان نمی‌شود» که به درد مشترک اشاره‌ی مستقیم نکرده و مثل جای خالی می‌ماند که هر کس هر جور بخواهد پرش می‌کند. در این صورت مثلاً افزایش کرایه تاکسی دوراهی قپون تا سر قزوین همطراز بسته پیشنهادی بانک مرکزی به دولت قرار می‌گیرد. یا آن سر بازار گروهی شعارش بود «پروا مکن بشتاب، همت چاره‌ساز است» که به قول مادربزرگ من می‌شد به جایش بگذارند «یه سوزن به خودت بزن، یه جوالدوز به دیگران».

در آخر یادی هم از کاندیداهای مستقل بکنیم که اصلاً کم نیاوردند. مثلا خانمی شعارش را انتخاب کرده بود: «دست در دست هم دهیم به مهر...»، که در حد خودش رأی خوبی هم جمع کرد.  

*کاریکاتور  اثر  نازنین جمشیدی

"

عليرضا رودساز   سه شنبه، 24 اردیبهشت، 1387 (247 مشاهده)   (ادامه متن) 1(نظر)  

روزنوشت ها: تکذیب می‌شود!

نمایندگان در روزهای افتتاح مجلس هفتم برای صرفه‌جویی و جلوگیری از ریخت و پاش، برای تزئین سالن و مراسم از گل استفاده نکردند و در اواخر دورهٔ هفتم، رئیس مجلس برای منتخبان مهمانی پُرخرجی گرفت. نتیجه می‌گیریم که:
۱) تورم اقتصادی نداریم.
۲) تورم روانی داریم.

ماني رضوي زاده   یکشنبه، 25 فروردین، 1387 (196 مشاهده)   (نظرشما ؟ )  

روزنوشت ها: تستهای گزینه آزاد

 امدی‌نژاد و دانش جعفریوزير اقتصاد گفت: من و رئيس جمهور درباره مسائل مختلف مثل سياست پولی و مالی تفاوت ديدگاه داريم. شايد رئيس جمهور صلاح ديدند فرد هماهنگ‌تری انتخاب کنند. (اعتماد)

با توجه به گفته فوق کدامیک از گزینه‌های زیر با عقل جور در نمی‌آید؟

 
۱-      اختلاف نظر رئیس جمهور یک کشور با وزیر کشاورزی در مورد تقدم و تأخر مراحل کاشت، داشت، برداشت.
۲-      اختلاف نظر رئیس جمهور یک کشور با وزیر
۳-      اختلاف نظر رئیس جمهور
۴-      رئیس جمهور
۵-      رئیس
۶-      جمهور
۷-      نظر

به گزارش ایرنا پرویز فتاح گفت: بعيد می‌دانم دولت بخواهد لايحه‌ای را در خصوص تغيير تعرفه‌ها ارايه دهد مگر اينكه بخواهد در راستای هدفمند كردن يارانه‌ها تدبير خاصي را اتخاذ كند.

 
از این گفته وزیر نیرو چه نتیجه‌ای می‌گیرید؟
 
۱-      بعید است نتوانیم نتیجه‌ای نگیریم.
۲-      نتیجه می‌گیریم مگر آنکه نخواهیم بگیریم.
۳-      کلاً بهتر نیست نتیجه‌گرا نباشید؟
۴-      خیلی ممنونم

فرزام الفت   چهارشنبه، 21 فروردین، 1387 (214 مشاهده)   (ادامه متن) 2 نظر)  

روزنوشت ها: پیشگویی نوروزی

دست انداز پیش بینی (بلکه هم پیشگویی) می کند...
در سال آينده در عرصه هاي مختلف اجتماعي – اقتصادي – ورزشي – سياسي – و غيره اي ! شاهد چه تحولات عمده اي خواهيم بود؟ بخوانيد تا متوجه شويد:
 
-     عرصه اجتماعي: در عرصه اجتماعي عرصه چنان بر بعضيها تنگ مي شود كه صدا از حلقومشان كه هيچ، از ساير مخارج صوتي ايشان هم خارج نخواهد شد. پيش بيني مي كنيم سال آينده همانطور كه از اسمش هم پيداست و سال موش است، سوراخ موش هم ملي شود هم کمیاب. البته اين صرفاً پيش بيني ماست. پیش بینی هم که حناق نيست. نشد هم نشد!
 
-     عرصه اقتصادي: اين عرصه از آن عرصه هاي معلوم الحال مفلوکی است كه پیش بینیش کار ساده ای شده. در واقع هر کارآموز تازه واردی در امر پیشگویی از عهده آن برمی آید. چه رسد به ما. فلذا این عرصه را برای تازه کاران خالی می گذاریم. هنوز امیدوارند و پیشگوییهای خوب خوب می کنند.
 
-     عرصه سياسي: آهان! در این عرصه پیش بینی می کنیم که [...] [...] شود و شاید هم [...] شود و قس علیهذا.
 
-     عرصه و غيره اي: این عرصه یک عرصه ای است مخصوص رخدادهای فی البداهه که در دکان هیچ عطار و بقال و چقالی یافت نمی شوند اما در ایران یافت می شوند. باب این عرصه عجالتا" دو سه سالی است باز شده. حکما" حداقل یکی دو سالی هم مفتوح خواهد بود. تا ببینیم مردم در عرصه های حضور چه می کنند. آن وقت تکلیف عرصه «وغیره» را هم معلوم می کنیم.
 
-     عرصه دست اندازی: این عرصه که از همان ابتدا اصلا" عرصه نبود کم کم خودش به یک عرصه ای چیزی تبدیلی شد. منتها در اوائل کار کمی دچار نوسانات عرصه ای گردید. پیش بینی می شود سال آینده دست انداز تکلیف خودش را مشخص کند که بالاخره می خواهد در عرصه طنز عرض اندامی بکند یا خیر؟ این یکی را دیگر لو نمی دهیم. الکی که نیست. باید شما را دچار دست انداز بنماییم... البته خدای نکرده منظورمان این نیست که دستتان می اندازیم! خیر! اصلا"!

فرزام الفت   سه شنبه، 28 اسفند، 1386 (223 مشاهده)   (ادامه متن) 1(نظر)  

19 مجموع خبرها (2 صفحه, 10 درهر صفحه)
[ 1 | 2 ]
آخرین بروز شده ها
نامه یک مسؤول به رییس خود[ 0 نظر - 12 مشاهده ]
آمار غلط بود... خودكشی نكنيد![ 0 نظر - 11 مشاهده ]
در مزایای سرویس‌های شلوغ[ 1 نظر - 66 مشاهده ]
لطفاً تا اطلاع ثانوی نمیرید![ 0 نظر - 90 مشاهده ]
مسافر کش[ 0 نظر - 308 مشاهده ]

[ موارد بیشتر در بخش اخبار و تازه ها ]

مطالب قبلی
سه شنبه، 28 اسفند، 1386
· اندر احوالات خانه تكاني
سه شنبه، 23 بهمن، 1386
· چند خبر گازی!!!
یکشنبه، 14 بهمن، 1386
· فضای عجيب
سه شنبه، 11 دی، 1386
· سرانجام روزشمار برج میلاد
· پيشنهاد
جمعه، 7 دی، 1386
· منوريل از چند لحاظ
· پرسشهاي خبري - 1
شنبه، 1 دی، 1386
· دست تقدير
· 20 بگيريد!

لینک به سایت
لینک به سایت
دست انداز | نشریه طنز اینترنتی


مشاهده تمام
لینکهای دوستان


دوستان

IranNuke Premium



PHP-Nuke © 2004 by Francisco Burzi
INP-Nuke © 2005-2007 IranNuke

مدت زمان ایجاد صفحه : 0.31 ثانیه